تبلیغات
محفل انس با خدا

به نام خدا

محفل انس با خدا

¯

دوشنبه 1 مرداد 1386

زیبایی و زیبایی‌شناسی
زیبایی مفهوم بسیار آشنایی است و شاید بیش از آنكه آشنا باشد، مبهم است.دربسیاری از ارزیابی‌هایمان مفهوم زیبایی را به كار می‌بریم و از آن برای بیان كیفیت و ویژگی امور سود می‌جوییم.در برخوردهای ساده ،زیبایی یا زشتی معمولا جزو اولین داوریهای ماست،كودكی كه متولد می‌شود اولین اتفاقی كه می‌افتد ارزیابی با معیارهای زیبایی است.مثل:
بچه چقدر زیباست،یا كودك با نمكی هست.در مورد دیگر پدیده‌ها نیز كم و بیش ارزیابی‌های ما با زیبایی یا زشتی همراه هست.
ساختمان زیبایی است،اتومبیل قشنگی است،شهر زیبایی است و یا این شعر چقدر خوب یا بداست،تابلو نقاشی و فیلم زیبایی است.اما در تعریف زیبایی و آنكه زیبایی چه ویژگیهایی دارد و در كجاست به این سادگیها نمی‌شود اظهار نظر كید.
زیبایی همانقدر كه  مفهوم گسترده‌ای است،سابقه طولانی در مباحث فلسفی داردو  از دیرباز یكی از ذهن مشغولیهای فیلسوفان و اندیشمندان بوده است.بحث در مورد زیبایی‌ پای در فلسفله دارد و هر یك از فیلسوفان تعاریف و ویژگی‌هایی برای آن ارائه داد‌ه‌اند كه طبیعتا برخاسته از دیدگاه فلسفی ایشان است.
بنابر یك سنت دیرین مطالعاتی آنجا كه سخن از فلسفه است، نظریات فیلسوفان‌عهد كلاسیك در یونان باستان مطرح می‌شود كه هریك در بیان زیبایی و ویژگیهای آن بر اساس نگاههایشان به جهان كوشیده‌اند.
فیثاغورث زیبایی را در هارمونی می‌داند.افلاطون جدیتراز دیگران راجع به زیبایی سخن گفته است.وی برای زیبایی چون دیگر پدیده‌ها مثال مطلقی در نظر می‌گیرد.او زیبایی را "هبوط حسن مطلق در پدیده‌ها می‌داند" و میزان زیبایی هر چیز را به اندازه سهم آن از حسن مطلق ارزیابی می‌كند و به آن اهمیت فراوانی قائل است.آنچنانكه زیبایی را  از مقوله هنر نیز جدا میداند چراكه افلاطون برای هنر ارزشی قائل نیست و هنر را تقلید می‌داند و از آنجاییكه تقلید دور بودن از حقیقت مطلق را سبب می‌شود و آنچه كه از حقیقت دور است به میزان دوری از حقیقت از ارزش ماهوی آن كاسته می‌گردد.از نظر او هنر نیز بدلیل دفعات تقلید،از حقیقت خود به دور مانده است و از این نظر اعتباری ندارد.
افلاطون هنر را در حد صنعت می‌داند.
                                                                                                                  ادامه دارد

نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ توسط : سید هانی
ویرایش شده در دوشنبه 1 مرداد 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ



¯

دوشنبه 1 مرداد 1386

گفتگوی پنهانی
ویلیام شكسپیر
 
 
 
ای روح ِ مسكین ِ من
كه در كمند ِ این جسم ِ گناه آلود اسیر آمده ای
و سپاهیان ِ طغیان گر ِ نفس، تو را در بند كشیده اند!
 
چرا خویش را از درون می كاهی و در تنگدستی و حرمان به سر می بری
و دیوارهای برون را به رنگ های نشاط انگیز و گرانبها آراسته ای؟
 
حیف است چنان حراجی هنگفت
بر چنین اجاره ای كوتاه، كه از خانه ی تن كرده ای
 
آیا این تن را طعمه ی مار و مور نمی بینی
كه هر چه بر آن بیفزایی، بر میراث ِ موران خواهد افزود؟
 
اگر پایان ِ قصه ی تن چنین است،
ای روح ِ من،
تو بر زیان ِ تن زیست كن؛
بگذار تا او بكاهد و از این كاستن بر گنج ِ درون ِ تو بیفزاید.
 
این ساعات ِ گذران را
كه بر دریای سرمد كفی بیش نیست، بفروش
و بدین بهای اندك، اقلیم ِ ابد را به مـُلك ِ خویش در آور،
 
از درون سیر و برخوردار شو،
و بیش از این دیوار ِ بیرون را به زیب و فر میارای
 
و بدین سان مرگ ِ آدمی خوار را خوراك ِ خود ساز؛
كه چون مرگ را در كام فرو بری،
دیگر هراس نیست و بیم ِ فنا نخواهد بود.
 

Poor Soul

William Shakespeare
 
 
Poor soul, the centre of my sinful earth
My sinful earth these rebel powers array
Why dost thou pine within and suffer death,
 
Painting thy outward walls so costly gay?
Why so large cost, having so short a lease,
Dost thou upon thy fading mansion spend?
 
Shall worms, inheritors of this excess,
Eat up thy charge? is this thy body'd end?
Then, soul, live thou upon thy servant's loss,
 
And let that pine to aggravate thy store;
Buy terms divine in selling hours of dross;
Within be fed, without be rich no more;
 
So shalt thou feed on Death, that feeds on men,
And Death once dead, there's no more dying then.

نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ توسط : سید هانی
ویرایش شده در - و ساعت -



¯

دوشنبه 1 مرداد 1386

سلام با عرض پوزش از دوستان گرامی که یه کم نوشتن مطالب به طول انجامید در اولین فرصت مطالب جالبی در اختیار دوستان قرار خواهم داد با نظراتتون مر رو یاری کنید                     یا علی
ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ توسط : سید هانی
ویرایش شده در - و ساعت -



¯

جمعه 22 تیر 1386

سلام بر دوستان
الان که دارم این وبلاگ رو به راه میندازم از یکی از دوستای گلم کمک گرفتم که جا داره ازش تشکر کنم با این امید دارم کار رو شروع میکنم که بتونم مطالب مفیدی در اختیار همه قرار بدم پس دست یاری بسوی شما دراز میکنم که من رو یاری کنید یا حق

نوشته شده در جمعه 22 تیر 1386 و ساعت 03:07 ق.ظ توسط : سید هانی
ویرایش شده در جمعه 22 تیر 1386 و ساعت 03:07 ق.ظ